بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
بعضی آهنگها فقط شنیده نمیشوند —
حس میشوند.
آهنگ «بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران» از احمد ظاهر یکی از همان صداهاییست که از دل میآید و مستقیم به دل مینشیند.
این آهنگ فقط موسیقی نیست،
یک روایت است —
روایت فراق، دلتنگی و وداع.
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ و ناله خیزد روز وداع یاران
𝄞𝄞𝄞
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
𝄞𝄞𝄞
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
در این کلمات، چیزی فراتر از شعر وجود دارد.
حسی از درد، اما در عین حال زیبایی.
احمد ظاهر فقط نمیخواند —
او احساس را زنده میکند.
برای بسیاری از ما، این آهنگ فقط یک قطعه موسیقی نیست،
بلکه بخشی از خاطرات، لحظات و احساسات ماست.
گاهی یک آهنگ،
تمام حرفهایی را میزند
که ما نمیتوانیم بگوییم.
— Naweed Nabi