احمدظاهر – Ahmad Zahir
زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست
گر فشار دشمنان آبت کند مسکین مشو
مرد باش ای خسته دل شرمندگی در کار نیست
با حقارت گر ببارد بر سرت باران در
آسمان را گو برو بارندگی در کارنیست
گر که با وابستگی داران این دنیا شوی
دورش افگن این چنین دارندگی در کار نیست
گر بشرط پای بوسی سر بماند در تن ات
جان ده و ردکن که سر افکندگی در کار نیست
زندگی آزادی انسان و استقلال اوست
بهر آزادی جدل کن بندگی در کار نیست